اصول كلي

تعريف خطر:

خطر Hazard :

Source ، situation or act with a potentinal for harm in terms of human injury or ill health or acombination of these

منبع ، موقعيت يا عملي كه داراي پتانسيل آسيب رساندن به اعضاي بدن بصورت جراحت ، بيماري ، مرگ يا تركيبي از آن دو داشته باشد . مانند :

1. پريز شكسته برق ، منبعي كه داراي پتانسيل آسيب رساندن مي باشد .

2. تخته داربست شكسته ، منبعي كه داراي پتانسيل آسيب رساندن مي باشد .

3. ديد محدود در جاده مه آلود ، موقعيتي است كه داراي پتانسيل آسيب رساندن مي باشد .

4. عدم رعايت دستورالعملهاي كاري و ايمني توسط پرسنل ، عملي كه داراي پتانسيل آسيب رساندن مي باشد .

انواع خطر Type of hazard :

خطر كار با برق ، خطر كار در ارتفاع ، خطر رانندگي و .......

برق گرفتگي ، سقوط از ارتفاع ، تصادف در واقع پيامد خطر مي باشد .

سه قدم براي دستيابي به امنيت و ايمني در محيط كار

قدم اول :

مشخص كنيد كه امكان مواجه كدام افراد با خطر در محيط كار وجود دارد؟

قدم دوم:

ميزان ريسك خطرات احتمالي را براي اشخاص تعيين كنيد.

قدم سوم:

ابزار و وسايلي كه مي توانند به كاهش خطرات كمك كنند معين كنيد.

هدف از اين راهنمايي فراهم كردن اطلاعات با جزييات بيشتر است تا بتوانيم در مسير تشخيص خطرات پيش برويم.

روش پيشنهادي به صورت زير است:

قدم اول: تعريف خطر

تعريف:

يك خطر شامل هر چيزي كه ممكن است باعث جراحت شود مي شود.

بايد به موارد زير توجه شود:

· اتفاقاتي كه در محيطهاي مشابه اتفاق افتاده است.

· خطرات و اتفاقات اخير ( در محيط كار يا محيطهاي كاري مشابه ) براي اين منظور مي توان به اسناد حوادث كه توسط شركتهاي مخصوص چاپ مي شود مراجعه نمود.)

· نشرياتي كه در آنها كدهاي راهنمايي و عملي مربوط به مسايل صنعتي موجود است.

· مشورت با افرادي كه در صنعت هستند شامل نمايندگان ايمني و سلامتي و كميته هايي كه به منظور يافتن مشكلات احتمالي در زمينه ايمني در محيط كار فعاليت دارند.

· بازرسي محيط كار (به چك ليستها توجه كنيد)

· آمار و اطلاعات ثبت شده كه ميزان ناامني و خطرات بالقوه مشخص مي كند.

قدم دوم:ارزيابي خطر

تعريف:

خطر در مورد هر گونه جراحت و يا ضرر و زيان به معني ميزان احتمال و امكان بروز حوادث و ضرر و زيان است. وقتي يك خطر مشخص مي شود ريسك و احتمال مربوط به آن مي تواند بدست آيد.برآورد ريسك و احتمال خطر مي تواند در تشخيص و تعيين يك نتيجه منطقي ما را ياري كند و به كاهش احتمال خطرات كمك كند.

هر كدام از خطرات مشخص شده در مرحله اول اين فرايند بايد ارزيابي شود.

اين مرحله بايد شامل:

تصميمي كه درباره هر خطر و محل آن بايد گرفته شود و همچنين تصميم گيرنده معين شود.

اطلاعاتي كه براي تصميم گيرندگان ضروري است و همچنين چگونگي ارايه اين اطلاعات بايد مشخص شود.

اطلاعات بايد شامل:

· اندازه, بلندي و خروجي هر مكان

· طريقهاي انتخابي و يادداشتهاي كاري

· موقعيت و شرايط كارخانه

· تعداد و ميزان حركت و جابجايي افراد درداخل كارخانه

قدم سوم : كنترل كردن ريسك خطر

جايي كه خطر وجود دارد و تخمين احتمال آن به افراد حاضر در محيط كار نشان داده مي شود و اگر امكان حذف آن عملا وجود نداشت توجهات بايد معطوف به موارد قابل دسترس براي كاهش احتمال خطر و جلوگيري از بروز آن باشد يعني عملا كنترل خطر.

بايد به موارد زير توجه شود:

· تعويض كارهاي پرخطر با مواردي با خطر كمتر.

· كنار نگه داشتن ديگر كارمندان و ديگر افرادي كه مستقيما با كارهاي خطر زا در تماس نيستند از خطر.

· تركيب اعداد و اندازه گيري هاي كنترلي

· استفاده از تجهيزات پيش گيري كننده شخصي

عمليات ايمن سازي محيط كار بايد با مشورت افرادي كه اجرا كننده عملياتي هستند قبل از آغاز كار, صورت گيرد.

موارد زير بايد در محيط كار سنديت پيدا كند و ثبت شود:

· تحصيلات و آموزشهاي كارمندان و پيمانكاران شامل:

ـ آموزش هاي استنتاجي

ـ صلاحينها و گواهينامه هاي مورد نياز

· برنامه ريزي و ترتيب گذاري كارها به منظور تضمين ايمني ديگر افراد و اين امر نبايد با مصالحه با ديگر افراد فعال در محيط كار باشد.

· ارتباط مستقيم با سرپرستان و اجرا كنندگان امور

قابل اجرا بودن: عملي بودن يك امر

بعضي از كارها در عمل و در موقع احتياج بوسيله عبارت دور از عمل بيان مي شوند.

موارد قابل اجرا در اين زمينه عبارتند از:

1- شدت هر حادثه و ضرر و زيان احتمالي آن براي سلامتي و ميزان احتمال بروز آن

2- تعيين و تامين اطلاعات در باره :

· ميزان خطر خطراتي كه در بند 1 آمده است.

· احتمال بروز حادثه و ضرر وزيان آن

· وسايل كاهش و يا كم كردن روز خطرات و يا حوادث بالقوه .

3 - قابل دسترس و مناسب بودن قيمت تجهيزاتي كه در بند 2 اشاره شد.

تحليل مثلث خطر

مثلث خطر ، بيان كننده عوامل آغاز كننده يك خطر مي باشد.به عنوان مثال مكانيزم آغاز كننده ، عامل خطرناك ، و هدف خطر
مثلا باروت ،‌فشنگ و ماشه را ميتوان مثال زد.
...

...

يك خطر شامل سه مؤلفه اساسي زير است. 
1- عنصر پر خطر:
 (HE) كه منبع پر خطر اصلي است كه ايجاد خطر مي كند، نظير منبع پر خطر انرژي مثل مواد منفجره كه در سيستم مورد استفاده قرار مي گيرند. 
2- مكانيزم آغازيني
 IM: كه رويداد آغاز گر و پيشقدم است كه سبب مي شود خطر به وقوع بپيوندد. مكانيزم آغازيني سبب عملي شدن يا انتقال خطر از حالت بي اثر (ساكن) به حالت حادثه عملي مي شود. 
3- هدف و تهديد:
 (T/T) كه شخص يا چيزي است كه در معرض صدمه يا آسيب قرار دارد، و شدت رويداد حادثه را توصيف مي كند. اين مورد به معني پي آمدِ حادثه و آسيب يا زيان و خسارات برآمده از حادثه است. 
سه مؤلفه خطر تشكيل شكلي را ميدهد كه در ايمني سيستم به عنوان مثلث خطر معروف است را مي دهند، مثلث خطر نشان مي دهد كه خطر شامل سه مؤلفه لازم و پيوسته است، كه هر كدام يك ضلع مثلث را تشكيل مي دهند. هر سه ضلع از مثلث براي وجود خطر الزامي و ضروري اند. برداشتن يا حذف هر كدام از اضلاع مثلث سبب حذف خطر مي شود زيرا ديگر قادر به بروز حادثه نخواهد بود. (مثلث كامل نخواهد بود). كاهش احتمال ضلع
 (IM) (مكانيزم آغازيني) سبب كاهش احتمال بروز حادثه خواهد بود. كاهش در وضع عنصر پر خطر يا هدف و تهديد سبب كاهش شدت حادثه مي شود. 
اين جنبه از خطر (مثلث خطر) در معين كردن نقطه كاهش يك خطر بسيار مفيد خواهد بود.

تعريف حادثه

در عصر حاضر با پيشرفتهاي چشمگير در امر بهداشت و پيشگيري از بيماريهاي عفوني و غيرعفوني و فراهم شدن وسايل آسايش و رفاه و بالنتيجه كاهش ميزان مرگ و مير ناشي از بيماريها، حوادث يكي ازعلل عمده مرگ و مير و معلوليت بوده و پس از بيماريهاي قلب و عروق و سرطان در مرتبه سوم قرار دارد. در روزگاران گذشته حوادث منحصر به سقوط از درخت يا بلندي، ضرب خوردن حيوانات اهلي و يا وحشي، مسموميت با موادي گياهي يا زهر جانوران و يا چند مورد ديگر محدود مي شد ولي امروزه با توجه به پيشرفتهاي چشمگير در ا مور صنعتي و امكان استفاده از وسايل مدرن جهت مسافرت، استفاده ازنيروي برق وماشين آلات، تماس با مواد شيميايي و غيره انسان را در برابر حوادث بيشماري قرار داده است. همه ساله ميلونها حادثه در دنيا اتفاق مي افتد. بعضي از اين حوادث باعث مرگ و گروهي ديگر باعث از كار افتادگي كلي يا جزيي مي گردند ولي به طوركلي همه حوادث براي قربانيان خود موجب رنج و درد و ضررهاي اقتصادي و مالي مي باشد.

حادثه ناشي از كار:

در كتب لغت معمولاً حادثه به معناي رويداد، واقعه و يا پيش آمد نوشته شده و بيشتر منظورعمل و يا اتفاق ناخوشايند وخارج از نظم مي باشد كه ممكن است خسارات مالي و يا جاني در بر داشته باشد. بنابر عقيده برخي، حادثه اتفاقي است پيش بيني نشده و ناگهاني كه بدون دخالت خود شخص در اثر يك نيروي خارجي بوجود مي آيد و يا به عبارت ديگرآنچه انسان را ناخواسته از مسير زندگي طبيعي منحرف ساخته و براي او ايجاد ناراحتي جسمي و رواني و يا خسارات مالي نمايد حادثه ناميده مي شود. به عقيده ل.ديويس، حادثه را مي توان (( ضعف در جوابگويي و فرار از حالات مخصوص )) تعريف كرد.

هرگاه به تعريف حادثه به دايره المعارف سازمان بين المللي كار توجه كنيم حادثه عبارت است از يك اتفاق پيش بيني نشده و خارج از انتظار كه سبب صدمه وآسيب گردد. علاوه بر تعريف كلي براي حوادث مختلف كه در بالا بدانها اشاره شده در تعريف حادثه ناشي از كار، مي توان به آنچه در قانون كار و تامين اجتماعي آمده است به شرح زير اشاره نمود:

حوادث ناشي از كار عبارت از حوادثي است كه درحين انجام وظيفه و به سبب آن براي بيمه شده اتفاق مي افتد. مقصود از حين انجام وظيفه تمام اوقاتي است كه بيمه شده در كارگاه، موسسات وابسته، ساختمانها و محوطه آن مشغول كار باشد و يا به دستور كارفرما در خارج از محوطه كارگاه مامور انجام كاري مي شود. ضمناً اوقات رفت و آمد بيمه شده از منزل به كارگاه و يا بلعكس جزو اين اوقات محسوب مي شوند. همچنينحوادثي كه حين اقدام براي نجات ساير بيمه شدگان آسيب ديده و مساعدت به آنان اتفاق مي افتد حادثه نا شي از كار محسوب مي گردد.

بر اساس ماده 60 قانون تأمين اجتماعي حوادثي است كه در حين انجام وظيفه به سبب آن براي بيمه شده اتفاق مي افتد مقصود از حين انجام وظيفه تمام اوقاتي است كه بيمه شده در كارگاه يا موسسات وابسته يا ساختمانها و محوطه آن مشغول بكار باشد و يا به دستور كارفرما و يا در خارج از محوطه كارگاه عهده دار انجام ماموريتي باشد اوقات مراجعه به درمانگاه يا بيمارستان يا براي معالجات درماني و توانبخشي و اوقات رفت و برگشت بيمه شده از منزل به كارگاه جزء اوقات انجام وظيفه محسوب مي گردد مشروط بر آن كه حادثه در زمان عادي رفت و برگشت به كارگاه اتفاق افتاده باشد حوادثي كه براي بيمه شده در حين اقدام براي نجات ساير بيمه شدگان و مساعدت به آنان اتفاق مي افتد حادثه ناشي از كار محسوب مي گردد .

اهميت حوادث ناشي از كار:

همه ساله در جهان دهها ميليون كارگر قرباني حوادثي مي شوند كه منجر به كشته شدن و يا از كار افتادگي تعداد كثيري ازآنها مي گردد طبق آمار منشر شده در كشورهاي پيشرفته صنعتي سالانه از هر ده هزارنفر كارگر يكي دچار سانحه شده و در نتيجه اينگونه سوا نح پنج درصد روزهاي ملي به هدر مي رود. از اين رو حوادث ناشي از كار ازسويي سبب ناراحتي فرد كارگر و يا افراد خا نواده اش شده و ازسوي ديگراز بين سرمايه وتزلزل بنيان اقتصادي جامعه مي گردد لذا اينگونه حوادث ازديدگاههاي زير داراي اهميت شايان توجهي مي باشند:

1- از نظرانساني: هرگونه حادثه ناشي از كار ولو جزيي سبب درد و ناراحتي شخص كارگر و افراد خانواده ا ش گرديده ودر صورتيكه حادثه شديد بوده و منجر به مرگ يا ازكارافتادگي دائمي شود اين مسئله اهمييت بيشتري پيدا مي كند.

2- از نظر اجتماعي: ازآنجا كه پيشرفت و ترقي هر اجتماعي بستگي به نيروي كار افراد جامعه دارد لذا محصول كار هر كار گر نه تنها مايه امرار معاش زندگي خود وخانواده اوست بلكه سرمايه و پشتوانه اقتصاد يك جامعه نيز مي باشد. چنانچه مي دانيم قريب50 تا60 درصد افراد هر اجتماعي را افراد در سنين كار تشكيل مي دهند ولي دراصل افراد فعال جامعه، مخصوصاً در كشورهاي كم رشد در حدود يك چهارم كل جمعيت مي باشد و حال اگر از اين تعداد افرادي نيز به علت حوادث ناشي ازكار نتوانند كارخود را انجام دهند اين امر سبب تزلزل در وضع اجتماعي جامعه مي گردد.

3- از نظر اقتصادي: حوادث به هر صورت و درجه اي كه باشد براي گارگر، كارفرما وجامعه زيانهاي اقتصادي در بردارد. اين زيانها به صورت مستقيم وغيرمستقيم مي باشد. تحت عنوان زيانهاي مستقيم مي توان از خسارات ناشي از وقفه كار به علت حادثه، هزينه هاي درماني و بالاخره خسارات پرداختي در مورد كارافتادگي موقت، دائم و يا بالا خره فوت بحث نمود.

علل حوادث ناشي از كار

مطالعات و بررسي هاي انجام گرفته در سالهاي اخير نشان دهنده اين حقيقت است كه بطور كلي حادثه نا شي از كار علت واحدي نداشته و معلول علل فني و انساني مي باشد. اين علل بستگي به نوع، محيط، وضع، شرايط انجام كار و ابزار مورد استفاده داشته و ميتوان آنها را به دو دسته علل مستقيم و غير مستقيم تقسيم كرد.

1- علل مستقيم:

منظور از علل مستقيم عبارت از عللي است كه در بوجود آمدن حادثه سهم اصلي را دارا بوده و با توجه به وضع كار وصنعت مي توان اين علل را چنين خلاصه نمود. جابجا كردن كالا، كار با ماشين آلات، سقوط اشيا، افتادن كارگرازارتفاع، استفاده غير صحيح از ابزار كار، افتادن به علت ليز خوردن و يابرخورد با مانع، سوختگي وبالاخره با وسيله نقليه در محيط كارگاه و يا هنگام رفت وبرگشت به محل كار.

2- علل غير مستقيم:

اين علل مستقيماً سبب بوجود آمدن حادثه نگرديده بلكه در صورت وجود علل مستقيم شانس بوجود آمدن حادثه را بيشتر مي كنند. اين گروه شامل تمام عواملي كه باعث خستگي، ناراحتي و نارضايي كارگر مي شوند مي باشد. مهمترين اين عوامل عبارتند از: نور نامتعادل، صداي بيش ازحد، عدم تهويه مناسب، نامناسب بودن درجه حرارت محيط كار، طولاني بودن ساعات كار، سرعت بيش ازحد توليد و بالاخره عوامل ديگري چون مسائل خانوادگي، مالي، روابط با كارفرما و سرپرست و... ضمناً بايستي توجه داشت كه در كنار اين دوگروه ازعلل، مسائلي چون تجربه، مهارت كاري و رعايت اصول ايمني نيز اهميت بسزايي در بوجود آمدن حوادث ناشي از كار دارند.

تاریخ به روز رسانی: 1396/06/04
تعداد بازدید: 767
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0)

ارسال نظرات
نام
 
آدرس پست الکترونیکی شما
   
توضیحات
 
تغییر کد امنیتی
کد امنیت
 
شعار
Powered by DorsaPortal